به گزارش خبرگزاری وانا، آقای رئیس در یک اقدام حماسی و بی سابقه، دستور اعزام یک فروند هواپیما برای آوردن دوست گرمابه و گلستانش، رئیس مجمع الجزایر کومور (به عربی القمری)، به ایران را صادر کرد.

گفتنیست رئیس کومور که از پرواز با هواپیما به شدت ترسیده بود، لحظاتی پس از پرواز بیهوش شد. پزشکان همراه با توجه به زمزمه هایی ایشان در حال بیهوشی توصیه کردند که او را از هواپیما پیاده کرده و با الاغ خودش به ایران بیاورند. او که در تمام چند ماهی که سوار بر الاغ به سمت ایران حرکت می کرد، در حال بیهوشی به سر می برد، با استشمام بوی یار دیرینه ی خود به هوش آمد و با چهره ی گریان رفیق شفیقش آقای رئیس بر بسترش مواجه شد. این دو دلباخته پس از در آغوش گرفتن هم و دعای خیر برای یکدیگر، به بیان خاطرات هواپیما سواری های خود پرداختند. در همین مورد آقای رئیس گفت: من هم چهار سال پیش پس از اینکه رئیس جمهور شدم و برای اولین بار طیاره سواری کردم، در ابتدا به شدت ترسیده بودم زیرا پدر و مادرم می گفتند که این طیاره ها روی....

*************************************************************
خبرهای رسیده حاکی از آن است که سخنرانی آقای رئیس در اجلاس ضد نژادپرستی با اغتشاش مواجه شد. در این اجلاس پیش از آنکه ایشان به بیان آمار موفقیت هایش بپردازد عده ای اراذل و اوباش که از دست طرح امنیت اجتماعی در رفته بودند، شلوغ بازی در آورده و چیزی به سوی وی پرتاب نمودند. اندکی بعد نیز رواسای دیگر سالن را ترک نمودند.

در مورد این ماجرا از ایشان توضیح خواستیم: " موضوع فقط کنجکاوی چند بچه مدرسه ای بود که می خواستند ببینند که آیا یک شئ پلاستیکی می تواند وارد هاله ی نور من شود یا اینکه با برخورد به هاله ذوب می شود که خوشبختانه هاله ی نور عمل کرده و شئ را نابود نمود. پس از این واقعه افراد حاضر در سالن شروع به فریاد کشیدن و سروصدا کردند که فکر می کنم شگفت زده شده بودند. پس از آن هم سران کشورهای بی تربیت در حالی که از بی هالگی خود خجل بودند سالن را ترک کردند. کشورهای دوست و برادر همچون کومور ( که 95% مردمش ایدز دارند) شروع به کف ردن و شادی کرده و مرا تحویل گرفتند. من هم برای تشکر و نیز تقویت آنها به هر نفر یک هاله و مقداری سیب زمینی مجانی دادم."
در اخبار صدا و سیما متن خبر منتشر شده اینگونه بود: " بر خلاف برخی شایعات شئ پرتاب شده شاخه ای گل رز بود که برای تشکر پرتاب شد. سران دیگر کشورهام از زور حسودی سالن را ترک کردند." ضمنا پیش بینی ...
سلام.
خبرگزاری وانا مدت ها پیش با دریافت دستمزدهای کلان از آمریکا و کلا کشورهای بد سعی در جلوگیری از ورود نفت به سفره ها، جلوگیری از پیشرفت اقتصادی، آگاه کردن مردم و ...، تاسیس شد اما پس از مدتی در پی رفتن اسم مسئولان این خبرگزاری در جیب رئیس جمهور و ترس از اعلام آنها و آبروریزی، تعطیل گردید.
البته علت اصلی چیز دیگری بود. آمریکا و کشورهای بد اروپایی آسیایی و کلا کشورهای پیشرفته، از ترس افشای نامشان و قطع رابطه ی ایران با آنها و احتمالا تحریم توسط ایران، دلارهای خود را قطع کرده و باعث شدند که این خبرگزاری تعطیل شود.اما چند روز پیش در تماسی که خبرنگار وانا با اوباما داشت قرار شد که دوباره این وبلاگ را تحت حمایت قرار دهند. به نظر می رسد با فهمیدن این مطلب که خبری از افشای نام نیست و اصلا تمام وعده ها سرخرمن بوده است، ترسشان ریخته و دوباره به کارهای شیطانی خود روی آورده اند!
اصل خبر رو که توسط خبرگزاری فاطمه نیم وجبی اعلام شده بود خواندید. ولی در در زیر شایعاتی که خودم برای مالش گول سر مردم، پخش کردم را به اطلاع مردم فهیم حکومت اسلامی ایران می رسانم.
از روزی که در دکونو تخته کردم تا الان که کرکره رو دوباره کشیدیم بالا دقیقا 2 ماه گذشت.
راستش چندتا از بچه های دانشگاه می خواستن وانا رو دوباره راه بندازن و وبلاگ رو دست بگیرن. منم مخواستم pass وبلاگ رو بهشون بدم که در همین بحبوحه اتفاقات دیگری افتاد.
دوستان می خوان توی این مدتی که به انتخابات مونده، حسابی از خجالت دولت خدمت گزار دربیان و خدمتی هرچند ناچیز به معجزه ی هزاره سوم (پیش از میلاد) کرده باشن. این شد که تصمیم گرفتیم که با هم کار رو ادامه بدن و هرکس به اسم خودش گلواژه پراکنی بکنه. چند روز یعد منم تحریک شدم که دوباره توی وانا گلواژه بازی کنم.
پس منتظر مطالب بعدی باشید. از الان تا پست بعدی نیز می تونید یه پنجره ی خالی گوشه مونیتورتون باز کنید و منتظر ظهور دوباره ی وانا شوید.


طبق اخبار رسیده چند قطعه کبوتر در اطراف تاسیسات هسته ای نطنز دستگیر شدند. کارشناسان معتقدند که این کبوترها که اشیای مشکوکی به شکل مفتول حمل میکرده اند، توسط آمریکا برای جاسوسی فرستاده شده اند. پیش از این نیز یک کبوتر در هنگام پرواز، شیئ مشکوکی را روی کاپشن یکی از مسئولان خدمتگزار انداخته بود.
گفتنیست یک دختر بچه شانزده ساله عضو کمیته "نانوکفتربازی" انجمن علمی دانشگاه صنعتی شیراز با ایده گرفتن از این تکنولوژی و خرید یک سری وسایل از بازار و سرهم کردن آنها به کمک برادرش، موفق به ساخت نمونه ی گنجشکی این جاسوسان با نام لوتوس شد. این گنجشک ها تصاویر گرفته شده خود را با اتصال به اینترنت از طریق نوکینگ (نوک زدن) سیم های تلفن به رایانه ی صاحب خود منتقل می کنند. علاوه بر این گنجشک های داخلی نسبت به نمونه ی خارجی با آب و دانه ی کمتری کار می کنند. یکی از برتری های دیگر نمونه های داخلی، نوکینگ فوق سریع به علت سرعت بسیار بالای اینترنت در ایران می باشد.
مسئولین امنیتی دانشگاه صنعتی شیراز نیز که تا کنون برای کنترل بخش های مختلف دانشگاه از دوربین استفاده می کردند، بر آن شدند که از این پس از تعدادی گنجشک جاسوس لوتوس برای این منظور بهره برداری کنند. معاونت ذیربط با اشاره به اینکه بعضی از خواهران خوابگاهی از این کار ابراز نگرانی کرده بودند گفت: «خواهران می توانند در خوابگاه کاملا راحت و بی حجاب باشند چون بنده شخصا مسئولیت تصاویر گرفته شده را تقبل کرده و به آنها اطمینان می دهم که به جز مسئولین دانشگاه، اساتید، اعضای معصوم تشکل های خوشنام و نگهبانان مورد اعتماد و احیانا دوستانشان، هیچ کس به این تصاویر دسترسی نخواهد داشت و نامحرمان خصوصا دانشجویان پسر، قادر به تماشای آنها نخواهند بود.»
نکیر

مدتی است که مسائل مربوط به خوابگاه های دختران و پسران در دانشگاه صنعتی شیراز بر سر زبان هاست. دبیر انجمن زیرزمینی “اختلاط ضرور" در این باره گفت: متاسفانه پس از ورود به خوابگاه در ابتدای ترم جاری، با دیوار ضد اختلاط در میان خوابگاه های دختران و پسران مواجه شدیم که کاملا بر خلاف نظر بسیاری از دانشجویان بود. پس از آن "مخلوطه خواهان" شروع به استفاده از لولوتوش (بلوتوث )برای ارتباط نمودند که اینکار نیز با دیواری دیگر، غیر عملی شد. چند روز بعد این دانشجویان "اختلاط طلب" متوجه شدند که تلفن های داخلی هنوز وصل بوده و به این ترتیب اختلاط ضرور وارد مرحله ی جدیدی شد. ولی دوباره نیز مسئولان متوجه این موضوع شده و با بیرحمی تمام اقدام به قطع تلفن ها نمودند. دبیر انجمن فوق که از درد دوری به تنگ آمده بود، در یک سخنرانی جنجالی در جمع پسران و دخترانی که از طریق تونل تاسیسات، در زیر فلکه ترانزیستور، به هم پیوسته بودند اعلام کرد: حتی اگر ما را مجبور به خوردن غذای سلف نیز بکنید، باز از پای نخواهیم نشست. چرا که دل به دل "مُنو ریله!" در همین حال اختلاط طلبان دختر و پسر شعار می دادند:
آرامش دو گیتی، محصول اختلاط است
تا اخـتـلاط کـامـل، از پـا نـمی نشینیم
یا: دست از طلب ندارم تا مختلط نمایند
یـا بـر کـنـنـد دیـوار ، یا نـردبـان گذارند
و: نتوان قطع نمود آنچه میان من و توست
تا که یاهو! همه شب نامه رسان منو توست